اهمیت رازداری در خانواده

اهمیت رازداری در خانواده

اهمیت رازداری در خانواده بارها شنیده و خوانده‎ایم که زن و شوهر باید رازدار هم باشند و یکی از عوامل مهم در گرمی و استحکام خانه و خانوده رازداری است. شاید به جرأت بتوان گفت که کمتر کتابی است که در زمینه روابط همسران نوشته شده باشد و نویسنده به صفت رازداری به عنوان یک «باید» و «اصل مهم» اشاره نکرده باشد، اما در نگاه اول ممکن است این طور به نظر برسد که ما رازی در زندگی نداریم که بخواهیم آن را کتمان کنیم و از افشای آن پرهیز کنیم. چنین تصوری غالباً از این رو ایجاد می‎شود که مصادیق رازداری را در حیطه روابط خانوادگی نمی‎دانیم. ما در اینجا به چند نمونه از مصادیق رازداری در خانواده اشاره می‎کنیم تا ناخواسته و علی رغم میل باطنی، رازی را برملا نکنیم و زمینه تلخی و تنش در زندگی فراهم نشود. 1-افشا نکردن عیوب اعضای خانواده: به طور قطع همه ما معایب و نقاط شعفی داریم و این معایب در گفتار و کردار ما مشهود است. اما گاهی کسی یا کسانی از این عیب بی‎خبرند و این طبیعی است که هیچ کس مانند کسی که با او زیر یک سقف زندگی می‎کنیم از نقاط ضعف ما با خبر نیست. از طرفی طبع اولیه اکثر ما این است که تمایلی نداریم دیگران از عیوب ما آگاه شوند و اگر چنین شود می‎رنجیم و آزرده خاطر می‎شویم. اولین مصداق رازداری این است که اگر اعضای خانواده خود عیب و ضعف آشکاری سراغ داریم آن را برای دیگران افشا نکنیم خواه این دیگران دوستان صمیمی و یا نزدیکان ما باشند. اگر شوهر شما زیاد می‎خوابد، تنبل است و زیاد تلویزیون تماشا می‎کند، اگر فرزند شما شب‎ادراری دارد و از سوسک می‎ترسد و اگر همسر شما وسواس دارد و یا شبها در خواب حرف می‎زند و آشپزی‎اش خوب نیست… آن را به کسی نگویید. یادآوری دو نکته ما را در رعایت صفت رازداری بسیار کمک می‎کند. اول توجه به اینکه خداوند با همه قدرت و علم بی‎پایانش ستارالعیوب است و بنای پرده‎پوشی دارد. واقعاً چه کسی به اندازه خداوند مهربان از نقص‎ها و زشتی‎های ما آگاه است، اما با همه قدرت و توانش در تنبیه و مجازات و رسواسازی، در نهایت لطف پرده‎پوشی می‎کند مگر اینکه کسی خودش بی‎حیایی و اصرار در خطا را به اوج برساند. اینکه گفته می‎شود باید متخلق به اخلاق الهی شد و باید خدایی زندگی کرد، یعنی اینکه باید صفات خدا را داشت و اگر پروردگار من ستار العیوب است، من چرا عیب همسرم را در اینجا و آنجا بگویم. نکته دوم اینکه خداوند در سوره بقره زن و شوهر را به لباس برای هم تشبیه می‎کند.« هن لباس لکم و انتم لباس لهن» بی‎تردید یکی از ویژگی‎های لباس، همین است که ما را می‎پوشاند. یعنی اگر من در بدن خود عیبی و نقصی دارم، لباس مرا می‎پوشاند از خود بپرسیم آیا عیب‎پوش خانواده خود هستیم و همچون لباس برای اوییم؟ 2-عدم بیان مسائل خصوصی و درون خانوادگی گاهی آنچه دوست نداریم برای دیگران آشکار شود الزاماً عیبی و ضعفی نیست، صرفاً مسائل خصوصی و کارهای روزمره است، اما تمایلی به آشکار شدن‎اش نداریم. واقعاً هم اگر خوب دقت کنیم چه لزومی دارد که دیگران از کوچکترین رفت و آمدها و حرکت‎ها و کارهای زندگی ما باخبر شوند؟ اگر شما فردا میهمان دارید، اگر شب برای صرف شام به یک رستوران خوب رفتید، اگر شما دیروز برای کسی وسیله‎ای خریده و هدیه بردید، اگر همسر شما مدتی است که به کلاس آشپزی می‎رود، اگر شوهر شما قصد تغییر شغلش را دارد، چه لزومی به بیان آن برای دیگران است؟ متأسفانه استدلال خیلی‎ها در بیان مسائل خصوصی و درون خانوادگی اعضای خانواده برای دیگران این است: « این که حرف مهمی نبود، مگه به کی گفتم؟ مامان که از خودمونه! اون که از خودمونه و تازه به کسی هم نمی‎گه…» اجازه دهید هر کس خودش اهمیت مسأله را برای بیان و یا عدم بیان آن ارزیابی کند. مثلاً همسر شما پارچه‎ای را به خیاطی داده که بدوزد و شما آن را پیش پاافتاده تلقی می‎کنید و برای خواهر، برادر یا پدر و مادر خود می‎گویید. غافل از اینکه شاید همسر شما از همین می‎رنجد و تمایلی به آن نداشته باشد. بهترین راه برای آنکه من و شما بیشتر و بیشتر رازدار همسر و خانواده‎مان باشیم این است که اولاً کمتر صحبت کنیم و دوم اینکه حرف خودمان را بزنیم. طبیعی است که وقتی انسان زیاد صحبت می‎کند، آرام آرام چیزهایی را می‎گوید که ضرورتی ندارد و بلکه بسیار اشکال دارد. هر چه شما رازدارتر باشید محبت‎تان بیشتر در دل همسرتان می‎نشیند و مهر و علاقه او به شما بیشتر می‎شود، اما عدم رازداری در شریک زندگی شما یک ترس و ناامنی ایجاد می‎کند و ما نمی‎توانیم کسی را که از او می‎ترسیم، دوست بداریم. ضمن اینکه یادتان باشد اگر شما فرد رازداری باشید، شریک زندگی‎تان پنهان‎کاری نمی‎کند و به شما دروغ نمی‎گوید. علت بسیاری از پنهان‎کاری‎ها و عدم صداقت همسران، رازدارنبودن همسر است.

یک استثناء اگر همیشه رازداری یک صفت ارزشمند به حساب می‎آید، اما گاهی بیان ضعف‎ها و عیب‎ها و طرح مسائل خصوصی، یک وظیفه است و رازداری یک خطای مهم است و آن در مقام مشورت است. وقتی شما می‎خواهید برای اصلاح زندگی‎تان اقدامی کنید، نیاز به یک مشاور خوب دارید و طبیعی است که برای گرفتن یک راهکار مناسب، باید مسائل زندگی‎تان را مطرح کنید و شاید در این میان لازم باشد عیب و ضعفی از همسرتان را بیان کنید و نکته‎ای از مسائل خصوصی را افشا کنید. منتها دقت کنید که مشاور شما باید فردی آگاه، با تجربه و دلسوز، باتقوا و امین باشد. چرا که ما در بسیاری از اوقات به این مسأله دقت نمی‎کنیم و با هر کسی که می‎نشینیم دردل می‎کنیم و رازهای خانوادگی را برملا می‎کنیم و استدلالمان این است که داریم مشورت می‎کنیم. در صورتی که در بسیاری از موارد، اطرافیان ما، صلاحیت مشاور را ندارند و ما صرفاً می‎خواهیم رازنداری خود را توجیه کنیم! یک شکل دیگر مشورت هم این است که شما مورد مشورت قرار می‎گیرید و کسی از شما مشاوره می‎خواهد. اینجا هم رازداری بسیار غلط است. مثلاً شما دختر یا پسری را می‎شناسید و کسی به عنوان تحقیق برای ازدواج از شما درباره آن دختر یا پسر سوال می‎کند. اینجا اگر آن فرد، عیب و ضعف مهمی دارد و شما از آن خبر دارید، هرگز نباید رازداری کنید و باید بی‎کم و کسالت آنچه را می‎دانید بیان کنید. رازداری را جز در این مواردی که استثنا کردیم به طور جدی تمرین کنیم تا هم محبوب خانواده شویم و هم خدا دوستمان بدارد.


نوشته های پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

33 + = 39